تبلیغات
جستار ناهید

جستار ناهید
هم افزایی 
قالب وبلاگ
دیروز یکشنبه 21 آذر فرصتی پیش آمد تا در مراسم بزرگداشت سالروز نجات آذربایجان شرکت کنم. این مراسم به همت جناب دکتر هوشنگ طالع و بانو ویدا صارمی وسایر میهن دوستان برگزار شد . مهمترین وجالب ترین نکته این جلسه معرفی کتاب "فراز وفرود فرقه دموکرات دموکرات آدز بایجان " نوشته جمیل حسنلی وترجمه منصور همامی  که در 252 صفحه توسط نشر نی به چاپ رسیده است  ، بود . در این روزهایی که شعارهای عجیب وغریب تعداد محدودی  تماشاگر در استادیوم ازادی هنگام بازی استقلال وتراکتور سازی تبریز از سوی ایرانیان محکوم شد خواندن مطالبی در باب واقعیت های شخص پیشه وری وجریان تجزیه اآذربایجان خالی از لطف نیست .
با فروپاشی شوروی نه‌فقط بخش مهمی از مضامین و مسائل تاریخی مربوط به این دوره که تا پیش از آن به‌دلیل اختناق حاکم بر اتحاد شوروی امکان طرح و بحث نداشتند، از نو مورد توجه و بررسی قرار گرفتند، بلکه با گشایش آرشیوهای محرمانه‌ی شوروی، اسناد و مدارک مهمی در دسترس پژوهشگران قرار گرفت که در روشن‌کردن این مضامین و مسائل مؤثر واقع شد. بحران آذربایجان در سال‌های پایانی جنگ دوم جهانی، یعنی نقش شوروی در تشکیل یک حکومت خودمختار در آذربایجان، چگونگی تبدیل این واقعه به یکی از نخستین صحنه‌های رویارویی شرق و غرب و بالاخره تحولاتی که به لزومِ پایان‌دادن به این ماجرا منجر شد یکی از این مضامین و مسائل تاریخی است که اینک به نحوی جدّی و اساسی مورد بررسی قرار گرفته است.
در این کتاب که آن را گزارشی مرحله به مرحله و مستند از سرگذشت آذربایجان از روز هجوم واحدهای نظامی ارتش سرخ بدان سامان در شهریور ۱۳۲۰ تا اندک‌زمانی بعد از خروج واحدهای مزبور از خاک ایران در بهار ۱۳۲۵ نیز می‌توان توصیف کرد، محور اصلی بحث به چگونگی فراز و فرود فرقه‌ی دموکرات آذربایجان اختصاص دارد.







طبقه بندی: معرفی (کتاب ، شخصیت )،
[ 1395/09/23 ] [ 01:59 ] [ زهرا رهایی ] [ نظرات ]
                   نگاره: ‏یادی از میرزا حسن رشدیه بنیانگذار مدارس نوین در ایران

در اخبار به نقل از ملاله یوسف زی آمده بود  که :

برای من بهترین راه برای مبارزه با تروریسم و افراط گرایی ، آموزش نسل آینده است. یک چیز بد در جامعه ما این است که همه منتظرند
یکیدیگر بیاید. اگر بگویم برق نیست، گاز نیست، مدرسه‌ها منفجر می‌شوند و هیچ کس کاری برای اینها نمی‌کند. خب چرا خود من نروم و کاری کنم؟من باور دارم که می‌توانم این کار را بکنم. الله با من است، خدا با من است. او جان مرا نجات داده است.

پس از خواندن متن مصاحبه ملاله بی اختیار یاد میرزا حسن خان رشدیه مرد بزرگ تاریخ ایران افتادم ومصایبی که برای راه اندازی مدارس در ایران متحمل شد . انگار روح این انسان والا بار در ملاله ظهور پیدا کرده است .باور به نقش آموزش در پیشرفت و تحمل هزینه های سنگین باور به این ارمان .خوش به حالت ملاله که از جنس رشدیه ها هستی به تو و ایمانت غبطه می خورم .پاینده باشی .

  اگر دوست داشتید کمی با مصایب استاد رشدیه آشنا شوید به ادامه مطلب بروید .




ادامه مطلب

طبقه بندی: معرفی (کتاب ، شخصیت )،
[ 1392/07/28 ] [ 16:59 ] [ زهرا رهایی ] [ نظرات ]
خوش شانسی بالاتر از این که شنبه را با تئاترشروع کنی و جمعه هم با تئاتر ،هفته را به پایان برسانی . پست قبلی به اجرای ویژه روز شنبه "باغ آلبالو " اختصاص داشت .خوشبختانه امکانی فراهم آمد که بتوانم سه گانه اورنگ را ببینم . از اینکه سه نویسنده ایرانی این متن را  نوشتند ذوق کردم .در خصوص کارگردانی و بازی ها که نیازی به صحبت نیست .اما در مورد پیامی که من از این اجرا گرفتم شاید بیان چند مطلب مناسب باشد .اگرچه سه اپیزود هر کدام در یک مقطع زمانی اتفاق می افتد اما رویکرد جامعه ایرانی به واقعیت هایش بود .ما کمتر اهل کنش هستیم .چرایی اش باشد برای بعد .معمولا در مقابل ظلمی که به ما میرود در درجه اول دست به ناله ونفرین می زنیم . ادبیات این نفرین از دوره ای به دوره ای دیگر می تواند متفاوت باشد اما هسته اصلی همان خالی شدن ونوعی انتقام و این که خب بالاخره کاری کردم مشترک است . اگر در خانواده مشکل داریم رییس اش را باعث و بانی بدانیم اگر در اجتماع حکمرانان را و اگر در کلیت زندگی حتی خدا را در تنهایی خود محاکمه می کنیم چیزی که من در بلقیس در اپیزود اول دیدم . حال اگر در همین اثنا فرد زور وبازویی هم بهم بزند اینبار دق ودلی را سر دیگران به شکل فیزیکی خالی میکند .از جنایت ابا ندارد .به خصوص اگر نظام دیکتاتوری هم در قالب قانون مجوز برایش صادر کند . قاعدتا کسی که ظلم دیده وقتی به قدرت می رسد باید حساس تر باشد حقی نا حق نشود اما این بار هم مانند رویکرد قبلی هدف حل مسئله نیست .ااین چیزی بود که من در اپیزود دوم در شخصیت سرپاس مختاری دیدم .و بالاخره فراموشی (به دست خود یا دیگری ) اینکه هرروز صبح که بیدار می شوی حافظه ات پاک شده باشد (اگاه یا نا اگاه) . اگر برخی خاطرات انقدر سرکش هستند که نم یتوانی رامشان کنی وهی از این طرف وان طرف مغزت بیرون می زنند به خدا پناه ببر .تردید در وضع موجود کفر است .ایمانت دستمالی می شود .فراموش کن تا بتوانی دوام بیاوری .تا بتوانی از عذاب دوگانگی فهم و بی عملی نجات پیدا کنی . خدایا پناه می برم بر تو از شیطان نادانی .



طبقه بندی: معرفی (کتاب ، شخصیت )،
[ 1392/02/14 ] [ 15:34 ] [ زهرا رهایی ] [ نظرات ]
 درتماشاخانه ایرانشهر تاتر"باغ البالو" نوشته چخوف و کارگردانی آقای محمد حسن معجونی در حال اجراست . متن وبازیها وصحنه ان اندازه حرفه ای بود که دلم می خواهد باز این اجرا ببینم و به همه دوستان توصیه کنم . با اینهمه دو چیز ویژه در این اجرا اتفاق افتاده است یکی بازی خانم " هما روستا " که بسیار دیدنی بود ودیگری فروش مجلدی به نام " دفتر اجرا " که با هدف اشنایی مخاطب با شناخت این نمایشنامه از دید سایر منتقدان وکار گردانان بود که اتفاقا با نظرات گروه اجرایی باغ البابوی اقای معجونی در برخی نقاط در تضاد بود .به نظر من این حرکت احترام به مخاطب بود وقابل ستایش .برای اگاهی از پروژه های گروه تیاتر لیو به ادرس زیر مراجعه کنید :
www.leevtheatergroup.com
متن زیر برگرفته از بخشی از دفتر اجرا است .
"از بیرون نگریسته شود هیچ اتفاقی نمی افتد ولی ناگهان انفجاری بزرگ روی میدهد .انگار که هر عنصر آن با کمترین اشاره دست می تواند منفجر شود . محیط چخوف تا چنین ناپایدار است ". اتومار کریچکا
اولین اجرای این نمایشنامه به کارگردانی استانیسلاوسکی صورت گرفته است .



طبقه بندی: معرفی (کتاب ، شخصیت )،
[ 1392/02/8 ] [ 14:48 ] [ زهرا رهایی ] [ نظرات ]
من مشهورم به گیر سه پیچ دادن .وقتی چیزی نظرم را جلب کند تا کاملا فرو نروم و به قول یکی از دوستانم خفه نشوم دست بردار نیستم . حال من با داستانهای آقای احمد غلامی هم از همین دست است. بعد از یکسال ونیم هنوز داشتم با آدمهای "آدم ها" سرو کله می زدم که درفرهنگسرا ی ابن سیناچشمم به "داستانهای باد اورده" روشن شد و از تو ماشین شروع کردم به خواندن کتاب و یک نفس رفتم تا وقتی تمام شد .خیلی متفاوت بود . اینکه یک واقعه از دید سه یا چهار نفر بازخوانی و ادامه داده بشود جالب بود .فقط من یک مشکل جدی با این نگاه تقدیر گرایانه دارم . بعد از خوندن داستانها احساس می کنم یک جایی گیر افتادم .بین ادم هایی که به انتخاب خودشان در دامن تقدیر وسرنوشت گرفتار ند . دقت کنید منظورم تسلیم نیست این ادمها دست وپا می زنند اما رها نمی شوند .درست مثل ماهی اسیر در تنگی که در دریا شناورش کنند .ادمهای کنش دار ولی اسیر . این نگاه من را رنج میدهدوبرای همین درگیر شخصیت های داستان می شوم ودایما فکر میکنم به راه دیگری که میتوانست باشد . بهرحال من خواندن این کتاب را به همه دوستانم توصیه می کنم .آقای غلامی سپاس .
اگر دوست دارید بیشتر در مورد این کتاب بدانید حتما مصاحبه لینک رو به رو بخوانید http://hoomayun.blogfa.com/tag/



طبقه بندی: معرفی (کتاب ، شخصیت )،
[ 1392/01/26 ] [ 01:05 ] [ زهرا رهایی ] [ نظرات ]
فرصتی دیگر پیش آ مد تا به هنرمندان کشور خود ببالم . داستان سرنگونی ضحاک از پندنامه های بی نظیر شاهنامه فردوسی بزرگ این بار نه در جلسه شاهنامه خوانی ونقالی بلکه از با آوای خوش استاد شهرام ناظری بار دیگر آرمان خواهی ایرانی در بر اندازی ستم  را  یاد آور شد  . نکته ای که در خصوص این اجرا بسیار مهم بود اهتمام وپشتکار ایشان در اجرای چنین اثری است . استاد ناظری ثابت کرد که به رغم همه نام آوری هایش در موسیقی ایرانی مرد کارزار ومبارزه با چالش است .شش سال انتظار برای اخذ مجوز ، تلاش برای هم نوا کردن هنرمندان با اشعار شاهنامه با حداقل های ممکن و بدون هیچ چشم داشت به الطاف مادی و امید به حمایت دولتی از جمله ویزگی هایی است که خواستن را برای او عین توانستن معنا می کند . در شرایطی که عده ای با انگیزه هایی شوم در پی انند که بذر بی تفاوتی وبی عملی را بین مردم پراکنده کنند استواری مردانی از این دست مایه مباهات وامید است . باسپاس از آهنگسازی آقای الهامی وگروه نوازندگان گزارشی از برنامه شاهنامه خوانی استاد ناظری با موسیقی مقامی را در لینک زیر بخوانید.

http://www.nazerismusic.com/main.asp?status=news&id=259&list_pos=1






طبقه بندی: معرفی (کتاب ، شخصیت )،
[ 1391/12/13 ] [ 18:20 ] [ زهرا رهایی ] [ نظرات ]

 بسیاری از مردم با این جمله مارکس  آشنا هستند که "تمام حوادث وشخصیت های بزرگ تاریخ جهان به اصطلاح دوبار ظهور می کنند بار اول به صورت تراژدی و بار دوم به صورت کمدی مسخره "، اما شاید ندانند که این عبارت سر آغاز کتاب" هجدهم برومر لویی بناپارت" است . مارکس نگارش این کتاب را در دسامبر 1851 آغاز کرد ودر مارس 1852به پایان رساند. وی در پیشگفتار چاپ دوم  هدف خود از نگارش کتاب بررسی آن می داند که  چگونه طی حوادث تاریخی سالهای 1848 -1851 مبارزه طبقاتی در فرانسه شرایطی را پدید می آوردکه یک شخصیت بی کفایت و دلقک مآب فرصت پیدا می کند تا نقش یک قهرمان را در جامعه ایفا نماید. پرسشی که شاید بارها ذهن بسیاری از اندیشمندان به ویژه در کشورهای در حال توسعه را به خود مشغول ساخته است .علاوه بر جذابیت موضوع ، شیوه نگارش و تحلیل مارکس از این واقعه تاریخی به گونه ای است که مطالعه کتاب را برای هر خواننده ای( صرف نظر از مبانی ارزشی ) جذاب می نماید . انتخاب هوشمندانه نام کتاب که ترکیبی از دو واژه 18 برومر (روز کودتای ناپلئون ) و لویی بناپارت (بردارزاده ناپلئون) است دلالت بر نکته سنجی مارکس در پیوند بین این دو حادثه تاریخی دارد.




طبقه بندی: معرفی (کتاب ، شخصیت )،
برچسب ها: مارکس،
[ 1391/12/9 ] [ 13:12 ] [ زهرا رهایی ] [ نظرات ]

       ماجرای رزم رستم و اکوان دیو یکی دیگر از داستان های شاهنامه فردوسی است که مفاهیم زیبایی را در لایه ی افسانه گونه خود پنهان نموده است .داستان از آن جا آغاز می گردد که :

 کیخسرو شاه ایران درمی یابد گوری درمراتع پیدا شده و به گله هاحمله می برد .به در خواست کیخسرو ، رستم راهی جنگ با گور می شود .پس از سه روز جست وجو سر انجام در روز چهارم رستم گور را در مرغزاری می بیند .زیبایی ودرخشندگی آن موجود وی را فریفته می سازد و بر آن می شود تا گور را زنده صیدکند و به پیشکش شاه ببرد. اما گور از کمند رستم می گریزد .رستم از خستگی به خواب می رود  و گور یا همان اکوان دیو از فرصت استفاده کرده و رستم را از زمین بلند می کند . هنگامی که رستم  بیدار می شود در می یابد در چنته دیو گیر افتاده است . اکوان از او می خواهد تا بین دو گزینه افکنده شدن به آب و ا نداخته شدن بر کوه یکی را انتخاب کند .از آن جا که رستم به واژگونه عمل کردن دیو آشناست ،کوه را بر می گزیند .پس به آب می افتد و با تلاش فراوان خود را از دریا نجات می دهد .پس از بازگشت به خشکی به دنبال رخش راهی می شود وسر انجام در بین گله افراسیاب او را می یا بد.در یک چشم بر هم زدن گله را ربوده وتنی چند از تورانیان را از دم تیغ می گذراند وسوار بر رخش به دنبال اکوان دیو می گردد .در این هنگام دیو در مقابلش ظاهر شده و از این که رستم از آب نجات یافته ودوباره عزم مبارزه کرده متعجب می شود .این بار رستم همه جانبه به او یورش می برد ودیو را از پا در می آورد .سر انجام رستم سرفراز از جنگ به نزد کیخسرو باز می گردد و با استقبال او روبه رو می شود.

درس های این داستان را در ادامه مطلب بخوانید.                   


ادامه مطلب

طبقه بندی: معرفی (کتاب ، شخصیت )،
برچسب ها: اکوان دیو، شاهنامه فردوسی،
[ 1391/11/27 ] [ 15:46 ] [ زهرا رهایی ] [ نظرات ]
نگاهی به رمان شازده احتجاب نوشته هوشنگ گلشیری-ترانه جوانبخت
رمان شازده احتجاب نوشته هوشنگ گلشیری یک رمان غیر خطی ست که نویسنده در آن به شرح وقایع آخرین دوران قاجاریه می پردازد. این رمان از این جهت غیر خطی ست که زمان گذشته بعد از زمان حال در داستان روایت می شود.
شخصیت های مهم رمان عبارتند از: شازده احتجاب همسرش فخرالنساء مستخدمش فخری شازده بزرگ پدربزرگ شازده احتجاب پدر و مادر شازده احتجاب مراد پیشکار سابق شازده و همسرش حسنی. شخصیت اصلی رمان یعنی شازده احتجاب مبتلا به بیماری سل است. او مردی با ذهنیتی سنتی ست که از اداره کردن عمارات ارث اجدادی اش سرباز زده و اموالش را صرف قمار می کند
داستان چند روایت کننده دارد: یک روایت کننده گلشیری به عنوان نویسنده داستان است. دیگری شازده احتجاب و سومی فخری. بخش های مختلف داستان از زبان این راویان نقل می شود.
زندگی شازده احتجاب با همسر و مستخدمش یک زندگی تکراری و بدون تغییر است. همسرش فخرالنساء دائم در خانه می ماند. این انزوا که برخلاف میل باطنی اوست و از طرف شازده احتجاب به او تحمیل شده باعث می شود که شازده احتجاب بتواند مردسالاری را در خانه حاکم کند.


ادامه مطلب

طبقه بندی: معرفی (کتاب ، شخصیت )،
برچسب ها: گلشیری،
[ 1391/09/19 ] [ 11:59 ] [ زهرا رهایی ] [ نظرات ]
مجموعه داستانی آدم ها به قلم آقای  احمد غلامی را آن قدر دوست داشتم که خواندنش را به همه دوستانم پیشنهاد کردم و برای عزیزانم هم خریداری کردم تا مطمئن شوم لذت معاشرت با آدمهای این مجموعه را از دست نمی دهند . در مورد این کتاب گفتنی زیاد است اما مهمتر از همه سایه ناامیدی وسرنوشتی بی انجام برای همه ی شخصیت های داستان است .امروز جواب نویسنده را به این پرسش در کتابلاگ خواندم که به شرح زیر بود :

حسین جاوید : - همان‌طور كه اشاره كردم پیرنگ داستان‌های «آدم‌ها» سرشار است از مصیبت و درد، نفرت و جنگ و عشق‌های بی‌سرانجام. سایه‌ ناامیدی بر سراسر داستان‌ها گسترده است. در واقع كتاب روایتی است از یك نسل بی‌رویا.

احد غلامی : راست میگی آدم‌های من رویایی ندارند. مثل خود من. من هم رویایی ندارم. دلم نمی‌خواهد نویسنده بزرگی بشوم. دلم نمی‌خواهد مشهور بشوم. دلم نمی‌خواهد پولدار بشوم. دلم نمی‌خواهد ماشین خوبی داشته باشم، یا خانه‌ای. اصلاً رویایی ندارم. مثل داستان «سلطان».
 اگر رویایی هم دارم آنقدر مضحك و بی‌ارزش است كه به دست نیاوردنش به جایی بر نمی‌خورد. آدم‌های داستان من توانایی‌های خودشان را
دارند. «جلال دلقك» با اینكه از طبقه فرودست و فقیر است، اما آدم گوشت شیرینی است. دو تا زن دارد و هر دو دوستش دارند و هر دو حاضرند
 برایش جانفشانی كنند. هیچ كدام دیگری را به چشم هوو نمی‌‌بینند.آدم‌های داستان‌ها چیزهایی دارند كه خودشان به آن داشته‌ها آگاه نیستند. ولی همین‌ها زندگی را برایشان دلپذیر می‌كند مثل «سیما طبسی». با اینكه جوانی از او دلبری كرده ولی در پایان معلوم می‌شود سر كارش گذاشته. اما او باز خوشحال است. نه تنها او بلكه همه همكارانش خوشحال‌اند كه بالاخره روزهای رنگینی را تجربه كرده‌اند اگرچه به دروغ و فریب. اما برای آنها در زندگی یكنواختشان تنوع دلپذیری بوده و مهم‌تر از همه اینكه سیما طبسی از جوانی كه او را فریب داده دلگیر نیست. او را می‌بخشد و حال می‌كند كه بالاخره چند صباحی با یاد او خوش بوده... این توانایی، زندگی را برای او قابل تحمل می‌كند. آ‌دم‌های داستان با اینكه در آخر خط هستند اما احساس آخر خطی نمی‌كنند. همین است كه هست. با آن زندگی می‌كنند. تلاشی هم برای تغییر وضعیت خودشان نمی‌كنند. آنها اگرچه به ظاهر خوش نیستند اما راضی‌اند. در عالم رضا هستند چون هیچ رویایی ندارند و اضطرابی برای تغییر آینده خود ندارند. حتی وقتی «حسن شلغم»، «حسن آقا» می‌شود بهای سنگینی برای آن می‌پردازد كه كاملاً غیرارادی و خارج از اختیار اوست.
متن کامل مصاحبه را http://www.ketablog.ir/blogs/blog.php?code=166 ببینید.
آدم ها



طبقه بندی: معرفی (کتاب ، شخصیت )،
برچسب ها: آدم ها، احمد غلامی، نشر ثالث،
[ 1391/08/28 ] [ 17:45 ] [ زهرا رهایی ] [ نظرات ]
بعضی از آدمها را باید چند بار خواند تا معنی آنها را فهمید و

بعضی از آدمها را باید نخوانده دور انداخت.
بعضی آدمها جلد زرکوب دارند٬ بعضی جلد ضخیم،
بعضی جلد نازک وبعضی اصلا جلد ندارند.
بعضی آدمها با کاغذ کاهی نا مرغوب چاپ می شوند و
بعضی با کاغذ خارجی.
بعضی آدمها ترجمه شده اند و
بعضی تفسیر می شوند.
بعضی از آدمها تجدید چاپ می شوند و
بعضی از آدمها فتو کپی آدمهای دیگرند.
بعضی از آدمها دارای صفحات سیاه وسفیداند و
بعضی از آدمها صفحات رنگی و جذاب دارند.
بعضی از آدمها قیمت پشت جلد دارند.
بعضی از آدمها با چند درصد تخفیف به فروش می رسند.
بعضی از آدمها بعد از فروش پس گرفته نمی شوند.
بعضی ازآدمها را باید جلد گرفت.
بعضی از آدمها را می شود توی جیب گذاشت و
بعضی را توی کیف.
بعضی از آدمها نمایشنامه اند و در چند پرده نوشته و اجرا می شوند.
بعضی از آدمها فقط جدول سرگرمی اند وبعضی ها معلومات عمومی.
بعضی از آدمها خط خوردگی و خط زدگی دارند و
بعضی از آدمها غلط های چاپی فراوان .
ازروی بعضی از آدمها باید مشق نوشت و
از روی بعضی آدمها باید جریمه نوشت
به راستی ما کدامیم؟…




طبقه بندی: معرفی (کتاب ، شخصیت )،
برچسب ها: فیصر امین پور، ادمها،
[ 1391/08/8 ] [ 18:28 ] [ زهرا رهایی ] [ نظرات ]
مقاله ای در خصوص معرفی کتاب "روشنفکران ودولت در ایران " به درخواست دوست گرامی سودابه در وبلاگ قرار داده شد .برای مطالعه متن کامل به ادرس زیر مراجعه کنید .

 خلاصه :
بی تردید برای نسلی که در زمره نقش آفرینان و شاهدان عینی در عرصه انقلاب 57 نبوده اند، چگونگی اتحاد روشنفکران و نیروهای مذهبی از جذابیت بسیاری برخوردار است.
    روشنفکران چپ گرا و عرفی با وجود بی اعتنایی شان به جنبش اعتراضی مذهبی به رهبری امام خمینی در سال 1342، سرانجام از جنبشی حمایت کردند که با نمادهای مذهبی تعریف شده بود و روحانیت در راس رهبری آن قرار داشت. بررسی عواملی که برقراری پیوند بین این دو طیف را ممکن ساخت می تواند نسبت جریان روشنفکری و انقلاب ایران را تعیین نماید. تا کنون نوشتارهای بسیاری در این خصوص به رشته تحریر درآمده است که از جمله آنها می توان به کتاب «روشنفکران و دولت در ایران» نوشته خانم نگین نبوی و ترجمه آقای حسن فشارکی که در بهار 88 توسط نشر شیرازه به چاپ رسیده است، اشاره کرد. این کتاب در قالب یک مطالعه تاریخی از وقایع و اندیشه ها طی دو دهه ای که به انقلاب اسلامی انجامید در تلاش است تا تصویری کامل از چگونگی اتحاد روشنفکران و نیروهای مذهبی ارائه دهد.





طبقه بندی: معرفی (کتاب ، شخصیت )،
[ 1391/04/18 ] [ 12:36 ] [ زهرا رهایی ] [ نظرات ]
برگرفته از وبلاگ دکتر شاپور بهیان و با سپاس از ایشان که اجازه درج این مطلب را دادند .

نوشتن وقتی آغاز می شود که شروع می کنیم به شدن: زن شدن، حیوان شدن، گیاه شدن. دیگری شدن. نوشتن به آستانه  های امر نامعین رفتن است. نوشتن یعنی ناقص شدن، تکه تکه شدن؛ مولکول شدن. کوچک شدن. اقلیت شدن. چیست دلیل نوشتن مگر شرم  از مرد بودن. شرم از گفتن "من".از سوژه بودن. از کلام آخر را گفتن.
برای خواندن متن کامل به ادامه مطلب بروید

ادامه مطلب

طبقه بندی: معرفی (کتاب ، شخصیت )،
[ 1391/04/7 ] [ 15:40 ] [ زهرا رهایی ] [ نظرات ]
با سپاس از سپیده عزیز بابت ارسال این مطلب
کسی کنده شدن خانه های روستا را به یاد ندارد. کسی خانه ی جدیدی در آن حفر نکرده است. بنابر شواهد موجود به نظر می رسد که روستای میمند بیش از هزار سال قدمت داشته باشد. اما هیچگونه عملیات مدرن باستان شناسی بر روی بقایای به جا مانده از اطراف روستا انجام نشده تا بتوان به دقت، سن تقریبی روستا را حدس زد. به همین دلیل کرمانی های مهربان که دوستدار معرفی آثار دیدنی خود هستند، لب می گشایند و از ده دوازده هزار سال سابقه برای میمند و حوالی آن یاد می کنند که بی شک جز نشانی از عشق ناصواب به این دیار معنای دیگری ندارد. اما آنچه مهم است اینکه روستای میمند تا حدود پنجاه سال پیش روستای آبادی بوده است
.برای خواندن مطلب کامل  به ادامه مطلب مراجعه کنید.

ادامه مطلب

طبقه بندی: معرفی (کتاب ، شخصیت )،
[ 1391/03/21 ] [ 23:10 ] [ زهرا رهایی ] [ نظرات ]

با سپاس از افسانه عزیز که پیرامون"ارتباط موثر" اشاره ای  به این کتاب داشتند مناسب دیدم تا مطلبی در این خصوص  ارایه شود .

"در انتظار گودو"، اثرجاودانه ساموئل بكت، یکی از برجسته ترین آثار مكتوب نمایشى قرن بیستم به شمار می رود که در ردیف نمایشنامه های پوچی گرا قرار می گیرد. (البته جای بحث دارد ) .دو شخصیت اصلى این نمایشنامه  استراگون و ولادیمیر هستند كه براى آمدن شخصى به نام گودو انتظار پوچ و بى نتیجه اى را تجربه مى كنند. محل ملاقات استراگون و ولادیمیر با گودو بر روى تلى خاك در كنار یك درخت خشكیده است. استراگون فردى سر به هوا و بى توجه تصویر شده كه دچار حواس پرتى است و دائم حوادثى كه اتفاق مى افتد را از یاد مى برد. ولادیمیر از او دقیق تر و نسبتاً محتاط تر است. او هر بار استراگون را به صبر كردن براى آمدن گودو تشویق مى كند. سماجت این دو در انتظار دیدن فردى كه هر بار به وسیله پسرى آمدنش به بعد موكول مى شود طرح ساده اى را به نمایش مى گذارد  انتظاری مبهم را به تصویر می کشاند . آن ها گریه و دعوا مى كنند، به خودكشى فكر مى كنند، هویج مى خورند و منتظرند تا شاید گودو از راه برسد.
اما نکته جالب این است که دست به هیچ عملی در این خصوص نمی زنند وصرف با تاکید بر گفتگوهای بی ربط سعی درسپری کردن زمان دارند . اما به راستی "گودو "کیست ؟ جهت مطالعه بیشتر در این خصوص به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب

طبقه بندی: ارتباط موثر، معرفی (کتاب ، شخصیت )،
[ 1391/03/9 ] [ 01:38 ] [ زهرا رهایی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 2 :: 1 2

درباره وبلاگ

ناهید از خدایان باستانی و و نمادی از رسایی و کمال زن، فریادرَس و پشتیبان زنان است.
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
href="http://www.k2cod.com">وبلاگ نویسان قالب وبلاگ وبلاگ اسکین قالب میهن بلاگ
Free Page Rank Tool