تبلیغات
جستار ناهید

جستار ناهید
هم افزایی 
قالب وبلاگ
پیرس را خیلی دوست دارم . از اندیشمندان مکتب پراگماتیسم یا عملگرایی است . اگر چه با وجود کسانی چون دیویی ، مید و جیمز این علاقه مندی عجیب به نظر بیاد . این نوشته توضییح همین احساس است .
انطور که در موردش گفته شده  در سال1839 میلادی به دنیا امده و با اینکه بسیار باهوش و با مهارت بود ولی هرگزنتوانست ازشرایط موجود برای شهرت خودش استفاده کند . او را انسانی  به شدت منزوی معرفی کردند که هیچگاه در محافل دانشگاهی و یا فرهیختگی برجسته نشد اگر چه اندیشه های عمیقش بنیان مکتبی را ساخت که هنوز هم حرفی برای گفتن دارد .
داشتم به این فکر میکردم کسی که در جهان به شدت مکانیکی و سیطره علم تجربی به ناگاه قد علم می کند و طبیعت را یک بی تعینی عینی میداند ( در مقایل نظم علوم طبیعی ) و جهان را یک موجود زنده فرض می کند چگونه می تواند منزوی باشد . حتی فکر به این اندیشه که جهان پویاست و همانند کودکی که رشد دارد تغییر می کند هم محرک است برای تعامل برای همبالی (واژه استاد خاکی ) . همین باعث شد تا بیشتر در ارا او عمیق شوم تا انجا که به تعریفش از عقیده رسیدم . ما به چیزی عقیده داریم چون از شک در هراسیم چون این ثبات و ارامش می اورد وذهن هم تمایل به همسان سازی همه چیز وشبیه سازی دارد . شک نا ارامی و عدم استقرار دارد . عقیده باعث میشودتا جزم گرا شوی و عقیده ات را به زور بر دیگران تحمیل کنی .
این جزم گرایی وقتی شکل کلی پیدا کرد حالا می شود نظام سلطه بر جامعه بر بشریت .دولت استبداد نمونه ای از این جزم گرایی است . تا اینجا کسی حرفی ندارد و بلاشک این دو روش را تایید نمی کند .
اما اوج کار پیرس انجا ست که گفتگو و جدل و بحث با هدف متقاعد سازی ر ا هم نفی می کند . به اعتقاد او این هم شیوه ای از جزم گرایی است . این  حرف کسی نیست که در فضای پست مدرن از پلورالیسم و تکثر حرف می زند . پیرس می گوید گرچه این رو بسی معقول تر از سایر روشها ست اما به همان میزان نا موفق است .
پس راه چهارم چیست ؟ انچه پیرس به ان اشاره دارد این است که انچه در بیرون ما ست و اشیا و پدیده های خارج از ما را "مستقل از عقاید ما در باره ان ها " به نظاره بنشینیم . این اوج کار پیرس است که شاید رگه های ان در لویناس هم هست . همان دیگری ....
##########
این روزها کمتر از گذشته حال و حوصله گفت و گو ( به زعم پیرس رفتار از نوع سوم )رادارم . در این میان همه اینگونه مرا داوری می کنند که منزوی شده ام یا افسرده ویا.... اما من هیچکدام از این حس ها را ندارم وبرعکس از این شرایط دیدن دیگران مستقل از عقیده خودم لذت می برم اما انگار ما ادمها به جدل و متقاعد سازی خو کرده ایم . زندگی امان و هویتمان را به این پیوند زده ایم . مهارتی که مطمینا ریشه در فرهنگ همدلانه ندارد .

پیرس را درک می کنم  با اینکه صد سال قبل از من میزیسته ...روحش شاد



طبقه بندی: خود شناسی،
[ 1394/04/8 ] [ 16:53 ] [ زهرا رهایی ] [ نظرات ]
به واژه دل تنگی فکر می کردم که از دو بخش دل و تنگ تشکیل شده است . دل خانه احساس است .بعید می دانم  عقل در آن جا داشته باشد  . اما واژه دوم تنگ به معنای کوچک شدن است  .  می دانم این توضیحات بدیهی است .فقط می خواهم بدانید از چه منظری به این "دلتنگی " نگاه می کنم . تا دچار سو تفاهم در بدفهمی کلمات نشویم .
حالا وقتی خانه احساس ات کوچک می شود یعنی چی ؟ چرا همیشه دلتنگی باید حس غم و دریغ در ما ایجاد کند ؟  چرا با یاد اوری گذشته همراه است ؟
 من وقتی عاقل می شوم  ( شاید هم عاقل تر )  دلتنگی هایم بیشتر می شود .انگار عقل احساسم را پس می زند وخانه اش را اشغال می کند وبیچاره احساس به گوشه ای می خزد .درست مانند تجاوز گری که خانه دیگری را تصاحب می کند و او را به گوشه ای می راند .
اما بعضی وقتهای دیگر هم احساس دلتنگی می کنم .وقتی احساسم زیادی بزرگ می شود و لی اتاقهای دلم هنوز کوچک است . بعضی وقتها سطح عاطفی یک ارتباط بیشتر از امکانهای موجود برای تجلی ان رابطه رشد می کند و شما نمی دانید با این احساس در این خانه تنگ چه کنید ؟ (یاد سیاستهای کنترل جمعیت افتادم !)
بهر حال دلتنگی را دوست دارم . در هر دو حالت حکایت از حرکت دارد ، دلیلی برای متفاوت بودن امروز از دیروز ، نشانی از اینکه روزمرگی را به عقب راندی .
صدای استاد شاملو در گوشم نجوا می کند :

دلتنگی های آدمی را، باد ترانه ای می خواند

رویاهایش را آسمان پر ستاره نادیده می گیرد

و هر دانه برفی ............................




طبقه بندی: خود شناسی،
برچسب ها: دلتنگی،
[ 1392/06/24 ] [ 17:22 ] [ زهرا رهایی ] [ نظرات ]
انسان موجود عجیبی است .من تا وقتی که با زندگی مختاری آشنا نشده بودم به عمق این عجیبی پی نبردم . برای کسانی که نیم نگاهی به تاریخ پهلوی دارند نام سرپاس مختاری نا آشنا نیست .به خصوص که در این سالها به لطف فیلم ها وسریالها  از این شخص به صور گوناگون نام برده شده است . او کسی است که همزمان هم در عرصه موسیقی و نواختن ساز ویلن حرفی برای گفتن داشت و هم در سرکوب مخالفان رضا شاه مثال زدنی بود  . شدت جنایتها وخشونتها وقتل ازادی خواهان از یکسو ونوای خوش ساز ویلن و تبحر در اهنگسازی از سوی دیگر !پاردوکسی به نام مختاری می افریند . استاد روح الله خالقی در وصف  صدای ساز مختاری که در همسایگی اشان زندگی می کرده می گوید : در کودکی مکرر با آواز ویولن به خواب رفته بودم و همیشه ارزو می کردم که من هم بتوانم روزی این ساز را بزنم . در خصوص تبحرمختاری در نوازندگی سخن های بسیار رفته است همانطور که در شرح مصایبی که بر زندایان رفته است.حال این پرسش برای من پیش آمد که   ایا واقعا برای هنرمند بودن  به معنای  استادی در ارایه یک کار فاخر لازم است تا روح لطیفی داشت ؟ انچنان که سالهاست به مغز ما فرو کرده اند ؟ برخی دوستان معنقدند که هنرمند متعهد جاودانه می ماند اما به نظر من این تعهد به ارزشهای انسانی اگر در هر شغل یا حرفه ای رقم بخورد جاودانگی را به همراه دارد. این که عده ای به بهانه هنرمند بودن و برخوردار ی از حس لطیف سعی  راه هر نقدی را می بندند و اتفاقا کار فاخری هم ارایه نمی دهند تنها پوششی است بر ناتوانی اشان در ارایه درست مطلب . به نظر من سرپاس مختاری نشان داد که اراده یک انسان قایل به هر چیزی باشد آن شدنی است .برای اشنایی بهتر با این شخصیت به مقاله رکن الدین مختاری : همگام با رضا شاه ، همراه با درویش خان نوشته آقای کریمخانی مراجعه کنید.      


طبقه بندی: خود شناسی،
برچسب ها: مختاری،
[ 1392/02/18 ] [ 16:09 ] [ زهرا رهایی ] [ نظرات ]
"جان ولوود"درکتاب عشق و بیداری جهان درون ما را به کاخی تشبیه می کند.کاخی با شکوه با هزاران اتاق وسرسراهای بزرگ.هر اتاقی نشانه ی یکی از جنبه های شماست .تا روزی که به دلایل گوناگون درها را بستید .دری را بستید چون می ترسیدیدو در دیگری رابستید چون به گمان شما آن اتاق بیش از اندازه جسور بود .در اتاق هایی را که زیادی محافظه کار بودند  نیز بستید . در اتاق هایی را بستید که در کاخ های دیگر نظیر ان را مشاهده نمیکردند. خلاصه همه اتاق هایی را که مطابق معیارهای جامعه ویا ارمانهای شما نبودند را بستید .حال دیگر به اتاق ها وکاخ خود عشق نمی ورزید .
بسیاری از ما در اتاق های بسیاری را بسته ایم وفراموش کرده ایم که روزگاری کاخی با شکوه بودیم .به تدریج پذیرفته ایم که ما فقط یک خانه کوچک دو اتاقه و مخروبه هستیم .
برگرفته از کتاب نبمه تاریک وجود



طبقه بندی: خود شناسی،
برچسب ها: نیمه تاریک وجود،
[ 1391/05/25 ] [ 23:47 ] [ زهرا رهایی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

ناهید از خدایان باستانی و و نمادی از رسایی و کمال زن، فریادرَس و پشتیبان زنان است.
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
href="http://www.k2cod.com">وبلاگ نویسان قالب وبلاگ وبلاگ اسکین قالب میهن بلاگ
Free Page Rank Tool