تبلیغات
جستار ناهید

جستار ناهید
هم افزایی 
قالب وبلاگ
دلدادگی هم عالمی دارد .می گویند عاشقی همبالی است پرواز است اما برای من رهایی در فضایی مجهول بی هیچ ریسمانی است یک جور سقوط آزاد .
اگر شرط عقلانیت بر خورداری از یک عقل سلیم است پس برای ورود به عالم عاشقی هم باید دل خاصی داشته باشی . دلدار به زعم من یعنی کسی که دلش ویژگی های لازم برای عاشقی دارد .در مولانا غور میکنم شاید بفهمم چگونه دلی نیاز است برای عاشقی باید صبور بود .

زدل خواهی شدن بر آسمانها
زدل خواهی گل دولت دمیدن
ز دل خواهی به دلبر راه بردن
زدل خواهی زننگ تن رهیدن
دل از بهر تو یک دیگی بپخته است
زمانی صبر می کن تا پریدن

 این شعر را که خواندم دلم آرام گرفت . دل من هنوز پخته نیست و این پختگی چگونه به دست می آید پرسش من است .ریشه ترسم را فهمیدم. سپاس منبع اگاهی .

[ 1393/04/21 ] [ 11:57 ] [ زهرا رهایی ] [ نظرات ]
عقل اهل چند و چون،بی تاب و ناپایدار است.
او هرگز نمی تواند بر آستانه ای پایدار بیاستاد،
عقل به هیچ پاسخی وفا و تعهد ندارد
اما
 این دل است که اهل وفا است و می تواند عمری بر درگاهی صبورانه و استوار انتظار بکشد،
هرچند ندایی و اشاره ای از آن سوی درگاه بسته او را نخواند..

استادبزرگوارم دکتر خاکی(باقی بقایشان)

[ 1393/04/19 ] [ 13:17 ] [ زهرا رهایی ] [ نظرات ]
ابوبکر البغدادی نامی است که با وحشت و کشتار پیوند خورده است .دیروز در شبکه های اجتماعی عکسی از او منتشر شد و البته بخشی از سخنانش . در خصوص عکس و چهره پیرایش شده و عرفانی مابانه اش خودتان قضاوت کنید اما در این ویدیو کلامی از او شنیدم که می گفت : حرفهای مرا بشنوید و اگر پذیرفتید به من بپیوندید واگر نپذیرفتید مرا نصیحت کنید .
دستاور قابل افتخاری است برای بشریت که اگر خونخوار متعصبی هم بخواهد مخاطب جذب کند باید به هیبت انسانهای وارسته در آید و از ادبیات منطقی و غیر استبدادی استفاده کند . احترام به انتخاب و اختیارمندی انسانها آموزه ای است که حتی ابوبکر البغدادی هم به برد تبلیغاتی آن پی برده است دریغا که هنوز عده ای بر نعره های مستمر خود پافشاری میکنند و جالب این که هر چه بیشتر فریاد می کشند کمتر شنیده می شوند .
خدا همه ما را از شر حفظ کند وبه خیر رهنمون سازد .


[ 1393/04/15 ] [ 11:06 ] [ زهرا رهایی ] [ نظرات ]
مثل همیشه از یک پرسش اغاز شد : چرا من هیچ وقت هیچ کتابی را دور نریختم.چرا کتابها ی من نمی میرند ؟ این باور به ارزشمندی کتاب از کجا در من نهادینه شده است ؟
هر کسی برای زنده بودن یک معیاری دارد . یکی از معیارهای من دور ریختن هر چند وقت یکبار وسایل زندگی و لباسهاست . دیشب داشتم به کتابهایم نگاه می کردم .روی هم تلنبار شده بودند . نرخ رشد جمعیت کتابهای من هر روز بیشتر می شود .
 من یار مهربانم و دانا و خوش زبانم وگویم سخن فراوان وبا انکه بی زبانم ..................
همین چند خط کافی بود که به دور دستها بروم .زمانی که در 5 سالگی دختر کبریت فروش را خواندم . بارها وبارها ....  از حس و حال ان دوران زیاد چیزی به خاطر ندارم اما یک چیز را یادم هست که  بعد از ان کتاب شد مونس تنهایی نه منبع دانایی ...........
امروز هم همین است بازتولید همان  حس تنهایی اما این بار در فراق کودک درونم . کودکی که گاه رمانی نیاز داشت برای به پرواز در اوردن خیال ....گاهی فلسفه می خواند تا عاقل به نظر بیاید ...گاهی روانشناسی می خواند تا بشناسد بزرگتر ها را ..گاهی سیاست می خواند تا بفهمد چرا بزرگترها به جان هم من می افتند . ...کودکم امروز بزرگ شده ومن دلگیرم . می خواهد مرا ترک کند . این روزها زود عاشق نمی شود ...هیجاناتش کنترل شده .....دلش نمی تپد ..... از ته دل نمی خندد ....اصلا فکر کنم رفته .......ومن در این قبرستان خاطراتم به دنبالش می گردم ........در لای این کتابها.. ....شاید دوباره پیدایش کنم ....برای همین این کتابها به جانم بسته است . ... خوش بین باشم! شاید  که نرفته باشد .....شایدبه واسطه  شیطنت کودکانه اش در جایی قایم شده است .........اما من چگونه بدون او می توانم خوش بین باشم ؟ ...... ای وای نکند کسی کودک مرا ربوده باشد ................نکند بلایی به سرش بیاورد ......شما کودک درونم را ندیدید؟

[ 1393/03/27 ] [ 09:32 ] [ زهرا رهایی ] [ نظرات ]
همیشه درست در لحظاتی که ملت ایران در حال عزاداری یا سرمستی و یا هیجان یک همگرایی ملی هستند اتفاقات مهمی رقم می خورد . امشب همه منتظر بازی ایران ونیجریه هستیم .من هم با خاستگاه ملی و به دور از واقعیت های فوتبال ایران این امید را در دل پرورانده ام که به مرحله دوم صعود کنیم .امید که مالیات ندارد اصلا در فینال ظاهر شویم .اما چه کنم که فکر جنایتهای داعش ان هم در یک قدمی میهنم اجازه لذت بردن از این رویا ی شیرین را نمی دهد . ای کاش می توانستیم زمان را نگه داریم ویا گروه داعش وقت دیگری را به جنایتهای خودشان اختصاص می دادند . داعش گروه تندروی سنی اسلامی  که پس از اختلافش با ایمن الظواهری رهبر گروه القاعده از جبهه النصره جدا شده و نام " دولت اسلامی عراق وشام " را برگزید . اگرچه این گروه  توسط فردی بنام "ابوبکر البغدادی " رهبری می شود ولی سازماندهی دقیق و شبکه ارتباط  اجتماعی در فضای مجازی همه دلالت بر وجود رهبران دیگری در این گروه دارد که بر کسی شناخته شده نیستند . طبق گزار شها اعضای این گروه را عموما افراد سلاح به دستی از کشورهای مختلف عربی، آفریقایی، مهاجران چچنی، اروپای غربی و اروپای شرقی تشکیل می دهند. حتی در میان آنها افرادی از ایالات متحده امریکا نیز به چشم می خورند. همچنین اتباع تونسی و لیبیایی که به آرزوهای خود در بهار عربی نرسیدند نیز به جمع این گروه پیوسته اند به این امید که شاید رویای خود را بتوانند به کمک آن تحقق بخشند.از طرفی عده ای دیگر هم از اتباع سوری هستند که به دلیل فقر ناشی از جنگ و به امید دستیابی به درامد بیشتر در زمره طرفداران این گروه در امده اند .  درباره اعضای عراقی داعش نیز باید گفت، اکثر آنها بازماندگان ارتش منحل عراق هستند که بعد از سقوط صدام حسین متحمل سختی های بسیاری به دلیل سابقه بدشان شده اند. همچنین بقایای شوراهای بیداری که در گذشته در کنار دولت عراق در برابر القاعده جنگیدند و بعدا رهبران آنها یا کشته شدند یا خود یا بسیاری از دوستان و نزدیکان آنها به زندان افتادند و عموما افراد سنی غرب عراق را شامل می شوند.
به این ترتیب مشاهده می گردد اراده ای برای روبرو قراردادن شیعه و سنی در مقابل هم گرد امده است تا بار دیگر شاهد اتش افروزی جنگ باشیم .  در این میان حرکت ترکیه در درمان سران نظامی مجروح داعش و پذیرش انها در بیمارستان ها انهم در شرایطی که رییس جمهور روحانی ، ترکیه را متحد استراتژیک می نامد جای تامل دارد . ظاهرا رگ انسان دوستی برادران ترکیه ای بدجوری متورم شده است  . ان سوتر شبکه العربیه و بسیاری از دیگر رسانه های عربی تابع عربستان سعودی حملات داعش در عراق را «انقلاب اهل سنت عراق در برابر دولت مالکی» جلوه می دهند. که این هم همان گفتمان تفرقه بینداز و حکومت کن انگلیسی است .
ایجاد چنین فتنه ای انهم در یک قدمی ایران در شرایطی که امیدواری ها به مذاکرات هسته ای بیشتر می شود نشان از وجود اراده ای مخرب دارد که تمایلی به خروج ایران از انزوا نداشته و به دنبال تشنج اوضاع است .
ایکاش مسئولین نظام برای یکبار هم که شده متحد و مسئولانه به ایراد افاضات می پرداختند . در این شرایط حساس هر حرکت اشتباه وهر کلام نادرست اتش جنگ را بر افروخته می کند . ای داد از این خصلت ما ایرانی ها که در گفتن حرفهای نا مربوط این قدر کم طاقتیم .

[ 1393/03/26 ] [ 13:34 ] [ زهرا رهایی ] [ نظرات ]
صبح که ازخواب بیدارشدم فهمیدم تمام دیشب را با این پرسش از سر گذراندم : چرا محمد به غار حرا پناه برد؟  از دست کی ؟ برای چی ؟ او که به تمام معارف دین ابراهیمی آگاه بود و آموزهایش چیزی فراتر از آن نبود پس برای دریافت آگاهی جدید   به غار نرفت . خیالم به دنبال چرایی این داستان پرواز کرد ............ شایدمحمد فرار کرده بود از دست مردمی که  به واسطه  تعصب بر باورهای نادرست خود از غار تاریک هم ترسناک تر شده بودند . محمد خسته بود به بی فرجامی اموزهایش می اندیشید و حس می کرد رمقی ندارد ، تحمل اش تمام شده و در کوله اش صبری برای درک دیگری ندارد . حتما از خدیجه هم خسته شده بود . فهمیده بود که حتی با ثروت خدیجه هم نمی تواند بت ذهنی مردمان را بشکند . به کوه پناه برد تا شاید استقامت و ایستادگی اش مرهمی باشد همانند دفعات قبل . اما نشد کوه هم ارامش نکرد . انسان محکوم به امیدواری است ولو این امیدواری تنها توهم شیرین یک رویای نابالغ باشد . چاره ای نبود باید گوهری خارج از فضای مادی به دامنش می نشست .باید جبرییل را در باورش راه می داد ومی پذیرفت بار سنگین رهبری را تا انقلاب کند چرا که تعصب  کور مردمان اصلاح پذیر نبود .خدایا حال که سرنوشت محتوم ما را امید قرار دادی بارقه الم نشرح لک صدرک را هم عطا بفرما ! وگرنه بگذار تا خود انتخاب کنیم ماندن یا رفتنمان را  و دلگیر نشو .

[ 1393/03/25 ] [ 12:23 ] [ زهرا رهایی ] [ نظرات ]
بازگو کردن این خبر که رتبه شادی کشورمان (115 )در بین مردم جهان (157 )کشور جهان بهانه خوبی بود برای یک گفتگوی دوستانه . دوستان به عادت همیشگی یکی پس از دیگری شروع به ریشه یابی موضوع کردند تحریم ، گرانی ، نبود دلخوشی ، برنامه های صدا وسیما و..... کلیشه هایی بود که مطرح می شد  .
نگاهم به نازنین سه ساله افتاد که روی راحتی لمیده بود و داشت به عروسکش می گفت  : ببیند هر دوتا خوشگلید ، دامن دارید ،کفش دارید ، باید با هم دوست باشید ، مهربان باشید .ببیند الان هیچکدام خوشحال نیستید!
من که از کلام کودکانه اش حسابی به وجد امده بودم بی توجه به بحث ها کنارش رفتم وپرسیدم : خاله با کی حرف میزنی ؟
 با تعجب نگاهی کرد و گفت : عروسک هام دیگه
.گفتم : ان وقت ان یکی کجاست ؟
گفت : تو مغازه
یک کم جا خوردم  . با این همه دور زدن در تخیلات نازنین را به بحث های خسته کننده دوستان ترجیح دادم .دوباره پرسیدم : نازنین جان حالا این عروسکت ان یکی را می شناسه ؟ نازنین نگاهی به من کرد و جواب نداد .
دوباره سوالم را تکرار کردم : خاله نگفتی اینها با هم فامیل هستند همدیگر را می شناسند ؟اصلا ان یکی چطور صدای ترا می شنود؟ ظاهرا انقدر سوال من به نظرش احمقانه امد که  به خودش زحمت نداد حرفی بزند.
بد جوری کم اورده بودم . دستی به سرش کشیدم و حس کردم زیاد از اینکه خلوتش را زیر ذره بین قرار دادم خوشحال نیست .بلند شدم بیام صدام کرد : خاله شما نفهمیدی معلومه که همدیگر را نمی شناسند وگرنه الان کنار هم بودند .
لبخندی زدم نگاهی به حلقه دوستان کردم بحث بالا گرفته بود .  ارام در گوش نازنین گفتم اخه مگه هر دو تاشون عروسک تو  نیستند ؟
خندید و گفت من هم همین را به سارا می گم اما  گوش نمی کنه هی داد می زنه  فقط من عروسکم .
گفتم : چرا ؟ جواب داد : خوب معلومه لباس ان نارنجیه ، موهاش مشکیه ، قدش اینقدر بلند تره و....
دیگه نمی دونستم باید چکار کنم . برای حسن ختام گفتم حالا اگر خواستی من هم می تونم با عروسکت حرف بزنم . قاطعانه گفت نه . به سمت دوستانم رفتم . نیره صدایم کرد و گفت :خوب اتش بیار معرکه شدی رفتی ؟ حالا تو بگو چرا ما شاد نیستیم .نگاهی به نازنین کردم و گفتم : برای اینکه معنای دیگری را نمی فهمیم. برای اینکه عروسکیم .

[ 1393/03/17 ] [ 15:12 ] [ زهرا رهایی ] [ نظرات ]
من به امار زمین مشکوکم .
اگر این سطح پر از ادمهاست .
پس  چرا این همه دلها تنهاست!
بیخودی می گویند هیچ کس تنها نیست
چه کسی تنها نیست ؟ همه از هم دورند.............
همه در جمع ولی تنهایند .

[ 1393/01/29 ] [ 10:14 ] [ زهرا رهایی ] [ نظرات ]
منیع : خبرگزاری تسنیم

92/06/17 ...........ذغال سنگ خام 20 درصد گران شد .
92/09/13...........قیمت ذرت(نهاده دامی ) 25 درصد گران شد .
92/09/13...........قیمت سویا _نهاده دامی ) 57 درصد گران شد.
92/09/24...........قیمت قطار تهران پرند 87 درصد گران شد.
92/10/23...........قیمت مسکن مهر متری 45 هزار تومان گران شد .
92/12/07 ..........قیمت اتوبوس 20 درصد گران شد .
92/12/09...........قیمت برق 24 درصد گران شد .
92/12/11...........قیمت شیر خام 13درصد گران شد .
92/12/12...........قیمت آب 20 درصد گران شد .
92/12/14 ..........قیمت عوارض تهران -پردیس 40درصد گران شد .
92/12/19...........کارمزد جایگاه های سوخت 2 برابر شد .


17 شهریور/زغال‌سنگ خام 20درصد گران شد
17 شهریور/زغال‌سنگ خام 20درصد گران شد
17 شهریور/زغال‌سنگ خام 20درصد گران شد

[ 1392/12/24 ] [ 16:29 ] [ زهرا رهایی ] [ نظرات ]
موسسه فرهنگی راگا برگزار میکند
بزم نوروز

با رویکرد حمایت از کودکان کوره
جمعه 23 اسفند
ساعت 10 صبح
ایوان شمس
تقاطع جلال ال احمد و کردستان
سخنرانان : استاد ملکیان
استاد شجاع پور
با اجرای موسیقی ایرانی و کلاسیک
ورود برای عموم ازاد است


[ 1392/12/17 ] [ 16:15 ] [ زهرا رهایی ] [ نظرات ]
امروز در روزنامه دنیای اقتصاد خواندم که عده ای از هنرمندان و اقتصاددانان و روشنفکران لطف کردند از رییس جمهور خواستند تا مبالغ انصرافی از یارانه به حساب حمایت از مدارس محروم ریخته شود . البته من با هر اقدام محیط زیستی و خیریه موافقم ولی اینکه این حضرات برای جیب مردم تعیین تکلیف می کنند و با الفاظ محبت امیز سعی در راضی کردن مردم بابت انصراف از یارانه دارند قابل فهم نیست . دوستان بد نیست نگاهی به جمعیت ایران و اوضاع اقتصادی و خط فقر وسرانه در امد بزنند و بعد برای کمک معیشت خانوار چاه بکنند .از سوی دیگر در جایی که هنوز پرونده اختلاس ها باز است و هرروز کسی در جایی دست به افشاگری می زند و هر کس دیگری را به انواع دزدی و ریز و درشت خواری متهم می کند چه انتظاری دارید تا مردم به این پیشنهاد پاسخ مثبت دهند ؟ دوستان عزیز این ملت حق وحقوق دیگری هم دارد که مدعی العموم می طلبد مگر اینکه بیشتر از انکه به دل مردم فکر کنید به حمایت از دولت تدبیر و امید بیاندیشید که البته هنوز تدبیر خاصی ندیدم باشد که امیدمان ناامید نشود.

[ 1392/12/17 ] [ 15:47 ] [ زهرا رهایی ] [ نظرات ]
سعادت را در کجا می‌توان یافت؟
سمیناری برگزار شد و پنجاه نفر در آن حضور یافتند. سخنران به سخن گفتن مشغول بود و ناگاه سکوت کرد و به هر یک از حاضرین بادکنکی داد و تقاضا کرد با ماژیک روی آن اسم خود را بنویسند.  بعد، آنها را جمع کرد و در اطاقی دیگر نهاد.
حال، از حاضرین خواست که به اطاق دیگر بروند و هر یک بادکنکی را که نامش روی آن بود بیابد.  همه باید ظرف پنج دقیقه بادکنک خود را بیابند.  همه دیوانه‌وار به جستجو پرداختند؛ یکدیگر  را هُل می‌دادند؛ به یکدیگر برخورد میکردند و هرج و مرجی راه انداخته بودند که حدّی نداشت.
مهلت به پایان رسید و هیچکس نتوانست بادکنک خود را بیابد.  بعد، از همه خواسته شد که هر یک بادکنکی را اتفاقی بردارد و آن را به کسی بدهد که نامش روی آن نوشته شده است. در کمتر از پنج دقیقه همه به بادکنک خود دست یافتند.
سخنران ادامه داده گفت، "همین اتّفاق در زندگی ما می‌افتد. همه دیوانه‌وار و آسیمه‌سر در جستجوی سعادت خویش به این سوی و آن سوی چنگ می‌اندازیم و نمی‌دانیم سعادت ما در کجا واقع شده است. سعادت ما در سعادت و مسرّت دیگران است. به یک دست سعادت آنها را به آنها بدهید و سعادت خود را از دست دیگر بگیرید. این است هدف زندگی انسان.
[ 1392/12/17 ] [ 15:39 ] [ زهرا رهایی ] [ نظرات ]
در جامعه به شدت مصرفی امروز ذهن ما در سایه تبلیغات پر شده است از تقاضاهای کاذب مصرفی که چون محقق نشده اند دچار نوعی سرخوردگی می شویم .دیدن فیلم های زندگی ادمهای ثروتمند یکی از تفریحات جوانها شده وباعث شده تا در رویای برخورداری از چنین امکاناتی از واقعیتها دور شوند یا دست به کارهایی بزنند که هزینه های غیر قابل جبرانی برایشان به دنبال دارد . به جای اینکه روی این تمرکز کنیم که می خواهم ادم ثروتمندی شوم بهتر است ببینیم می خواهم چگونه انسانی باشم ؟  به نظر من اگر پول به اندازه ای باشد که نیازهای اولیه ادم را برطرف کند از انجا به بعد دیگر سهمش در خوشبختی بسیار کم خواهد شد . در عوض نقش عوامل زیر به مراتب پررنگتر می شود :
اعتماد به نفس
توانایی در ایجاد شبکه اجتماعی
هوش و توانایی ها مغزی
اداره وخواست بزرگ داشتن
ریسک پذیری
شادی
هیچ الزامی نیست که ادم ثروتمند حس بدبختی نداشته باشد . البته من مخالف ثروتمند شدن نیستم تمام بحث من این است که قبل از هر اقدامی اول با خودمان فکر کنیم قرار است کجا برویم و چه بشویم ؟این جمله را از قول همشهری کین به یاد داشته باشیم که :
“You know, Mr. Bernstein, if I hadn’t been very rich, I might have been a really great man
 

[ 1392/11/23 ] [ 10:26 ] [ زهرا رهایی ] [ نظرات ]
چند روزی است که دوباره رای گیری برای تغییر نام خلیج فارس باب شده وباز هم ایرانیان وطن دوست!!!!!!!!وظیفه خود می دانند که همدیگر را از این مهم اگاه کنند غافل از اینکه پشت این جریان سودجویی عده ای که می خواهند امار بازدید سایتشان را در گوگل افزایش دهند ،قرار دارد.
استقبال از این دست پیامک ها در ایران  را وقتی در کنار امار سرمایه های اجتماعی ساعت کار مفید وحتی میزان مسیئولیت پذیری نسبت به تحقق منافع ملی هوش از سر ادم می رباید . تا چه متناقضی ایم ما ملت فداکار خدا می داند .نوشته زیر به این بهانه از آقای شعبانعلی اورده ام .

خلیج فارس را سالهاست عربی کرده‌ایم

خلیج فارس، را سالهاست «عربی» کرده‌ایم و نفهمیده‌ایم…

خلیج فارس از آن زمان خلیج عربی شد، که بازار کار در ایران را چنان به فضاحت کشیدیم که «ایرانیان»ها برای کار به کشورهای «عربی» رفتند.

خلیج فارس از آن زمان خلیج عربی شد، که آنقدر در گردشگری تنگ نظر شدیم که در «دوبی» راحت‌تر از «کیش» می‌شد تنفس کرد.

خلیج فارس از آن زمان خلیج عربی شد که «سهم واژه‌های فارسی» در زبانمان کمتر از واژه‌های عربی شد.

خلیج فارس از آن زمان خلیج عربی شد که «سهم ما از اقتصاد خلیج فارس» کمتر از سهم کشورهای عربی شد.

خلیج فارس از آن زمان خلیج عربی شد که «امنیت سرمایه‌گذاری» که شکل نوین «امنیت» در دنیای «متمدن» است، در تک تک کشورهای جنوبی بیشتر از ایران شد.

خلیج فارس از آن زمان خلیج عربی شد که ایرانیان، جوانانشان را با «افتخار» و «لبخند» در فرودگاه‌ها به سمت کشورهای دیگر بدرقه کردند.

خلیج فارس از آن زمان عربی شد که ما در مسافرت به کشورهای عربی، به صاحبان تورها گفتیم: «می‌خواهیم هتلی برویم که در آن ایرانی نباشد».

خلیج فارس از آن زمان عربی شد که ما فکر کردیم «فارسی» و «عربی» بودن خلیج ما را «گوگل» تعیین می‌کند و تغییر عکس پروفایلمان در فیس بوک.

خلیج فارس از آن زمان عربی شد که ما فکر کردیم همه‌ چیز در یک «نام» خلاصه می‌شود. چنین شد که از تمدنمان نیز جز یک «نام» باقی نماند.
نامی که اگر برایش جسم و جانمان را نگذاریم، چند قرن دیگر روی هیچ نقشه‌ای باقی نخواهد ماند و فرزندانمان باید امضای الکترونیک جمع کنند که ثابت کنند کشوری به نام ایران وجود داشته است.
بیایید بیشتر تلاش کنیم…


[ 1392/11/20 ] [ 15:29 ] [ زهرا رهایی ] [ نظرات ]

مد و لباس در سیاست خارجی/ بازی مانكن ها در 1+5

مد و لباس تنها به بازیگران و هنرمندان منتهی نمی شود بلكه حتی وارد سیاست هم شده است تا جائیكه در تعاملات كشورها و میزهای دوستی نقش به سزایی ایفا می كند. این موضوع در مذاکرات اخیر ایران و 1+5 به وضوح مشاهده شد. دو دور مذاکره، دو لباس، دو پیام به چشم می خورد. کاترین اشتون رئیس سیاست خارجی اتحادیه اروپا و رئیس هیات مذاکره‌کننده گروه ۱+۵ با هیات ایرانی، در مذاکرات  ژنو (۱۸ آبان – Nov 9) همچون مذاکرات قبلی (۲۲ مهر- ۱۶ Oct ) به سبک و سیاق بانوان ایرانی «کت‌مانتو» بلندی تا روی زانو اما این بار به رنگ «قرمز مگنتا» به تن دارد. اشتون در دور دیگری از مذاکرات رنگ «آبی نفتی» را انتخاب کرده بود. اما انتخاب‌های کاترین اشتون سیاستمداری با «لبخند مهربان» و «دندان‌های آهنین» چه پیامی می‌تواند به طرف مذاکره‌کننده ایرانی انتقال دهد؟ كه این در نوع خود قابل تامل است.

لباس قرمز و سرمه ای كاترین اشتون در مقابل ایران: به عنوان مثال لباس «قرمز مگنتا» نامش را از شهر «مگنتا» در شمال ایتالیا گرفته که به معنای «شکوه و پیروزی شخصی» است. بنابراین ترکیب رنگ‌های تند اکسپرسیونیستی قرمز مگنتا و طبیعت انتزاعی و غرابت احساسی است.
 
رجز خوانی با لباس در مقابل صدام حسین: البته کاترین اشتون وقتی معاون تونی بلر، نخست‌وزیر انگلیس بود در جنگ افغانستان و عراق، ترکیب لباس قرمز مگنتا و سورمه‌ای پارما را می‌پوشید که برداشت انتزاعی آن ایجاد رعب و وحشت برای صدام حسین بود. وقتی صدام مفهوم رنگ قرمز مگنتا و سورمه‌ای پارما را از خانم ضاحا حدید طراح و معمار پرآوازه انگلیسی عراقی‌الاصل پرسیده بود حدید در پاسخ گفته بود این ترکیب یعنی معماری شرایط جدید با من است و گرنه خاطره و ویرانی را به ارث می‌برید.
منبع :سایت افتاب

[ 1392/11/19 ] [ 11:09 ] [ زهرا رهایی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 15 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وبلاگ

ناهید از خدایان باستانی و و نمادی از رسایی و کمال زن، فریادرَس و پشتیبان زنان است.
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
href="http://www.k2cod.com">وبلاگ نویسان قالب وبلاگ وبلاگ اسکین قالب میهن بلاگ
Free Page Rank Tool