تبلیغات
جستار ناهید

جستار ناهید
هم افزایی 
قالب وبلاگ
بچه که بودم مادر بزرگم اصرار داشت که در به  زبان آوردن آرزوهایم دقت کنم . شادروان می گفت :

" مرغ آمین همیشه در راه است و هر ادمی در زندگی تنها چند بار فرصت دارد که سر راه او قرار بگیرد و بعد می رود حاجی حاجی مکه . همیشه آرزوهای قشنگی را که از همه مهم تر است در قلبت نگه دار . آنهایی که از همه نیک تر و دوست داشتنی تر است . "

امروز در آستانه میانسالی به رویاهایم فکر می کنم . آجر آجر روی هم گذاشتم تا ساختمانش کامل شود . حالا که نگاه می کنم می بینم انگار مرغ آمین هیچ وقت گذرش به من نیافتاده است .

من برای هر آجر این بنا بهایش را پرداختم . گاهی گران ،گاهی ارزان ،  ولی هیچ کدام را هدیه نگرفتم و دزدی هم  نبوده و یا آجر دور ریخته شده از ساختمان همسایه .

 گاهی که دیگران را می بینم که به تحسین این سازه مشغول هسند شگفت زده می شوم . چرا باید  نمود  رویاهایم برای انها تحسین برانگیز باشد.
نکند من سالها درگیر ساختن رویاهای دیگران بودم . دیگرانی از جنس پدر ، مادر ، برادر ، دوست ، معلم ، همسایه و عشق...............

آه عشق !
آیا من هیچ گاه در زندگی رویای عاشقانه ساخته ام ؟
  آرزو می کنم این بار ....

یاد اندرز مادربزگم می افتم و سکوت می کنم !

شاید مرغ آمین همین نزدیکی ها باشد .


[ 1393/06/24 ] [ 14:55 ] [ زهرا رهایی ] [ نظرات ]
دوست عزیزی که خودش را برگ سبز معرفی کرده بود از طریق ایمیل این متن را به پاسداشت  پست" گیجی ناشی از فهم" مسیر عاشقی 4 برایم فرستاد . منبعش را نمیدانم ولی به احترامش در وبلاگ قرار دادم .

 یادمان باشد
وقتی کسی را به خودمان وابسته کردیک در برابرش مسئولیم
در برابر اشکهایش ....
شکستن غرورش .....
لحظه های شکستش در تنهایی .....
و لحظه های بیقراریش .....
و اگر یادمان برود ....
در جایی دیگر ...
سرنوشت به یادمان می آوررد ....!



[ 1393/06/16 ] [ 14:11 ] [ زهرا رهایی ] [ نظرات ]
"من " لگام گسیخته یا "فردیت" تحققق نیافته

این جنگ بین باورهای قدیمی و باور جدید چرا به اتمام نمی رسد ؟  وقتی خودت را به باد انتقاد می گیری و تلاش میکنی باورهای جدید را برپا کنی اما هرچه می کنی باورهای قدیمی تکان نمی خورد و انگار در همه اعماق وجودت ریشه دوانیده است، بدجوری فرسوده می شوی.
هر روز به شکلی و به بهانه ای رخ می نماید .با آن خنده کریه که دل از تو می برد . دشمن خانگی که دوستش میداری . سالهاست که با تو مانوس است .هرچه خواسته کرده و ترا به هر طرفی که اراده کرده کشانیده است .  تو از پرده برون امدی با سلاح باورهای جدید اما انگار جنگ نابرابری است .
امروز تصمیمی گرفتم نامی برایش انتخاب کنم . تا بودنش را رسمیت بدهم چرا که تا بودی نباشد نابودی معنا نمی یابد .
من!
 من وحشی !
من بی مرام!
من دیوانه !
......
......
......

 من لگام گسیخته !
رهایم کن .
بگذار فردیت ام تحقق یابد .
خود کشی فرجامی برای کسی و آغازی برای دیگری است .


[ 1393/06/12 ] [ 15:19 ] [ زهرا رهایی ] [ نظرات ]

فقط وقتی می توانی بفهمی که چرا این قدر حالت بد است که برای احساست نامی پیدا کرده باشی .  نام این احساس را من گیجی گذاشتم ."گیجی ناشی از فهم "

همیشه فهم چراغی بود که باعث روشن شدن زوایای پنهان یک موضوع می شد ولی این بار فهم یک واقعیت باعث شد تا گیج شوم .اما چگونه است که فهم گیجی به همراه می آورد ؟

وقتی می گویی من مطلب دیگری یا واقعیتی را فهم کردم یعنی آن را ازآن خود کردی . فهم به معنای تکرار مطلب فرد مقابل یا تعریف مجدد یک رخداد نیست .فهم به شدت به فردیت فهم کننده وابسته است .

وقتی شما چیزی را  فهم می کنید مولفه ای را به نظام باورهایتان وارد می کنید. بعد این باور جدید یا دریافت جدید می تواند در تقابل با باورهای قبلی قرار بگیرد که در این صورت دچار گیجی می شوید تا وقتی که یکی از باورهای متضاد دور ریخته شود، یا باورها به نوعی در کنار هم تعدیل و سازگار شوند ویا بپذیری که این دو باور متضاد به جانت بنشیند  .

اما حتی اگر این دریافت جدید با باورهای قبل سازگار باشد هم دچار گیجی می شوید چون الویت بندی باورها را برهم می زند .البته که جنس گیجی این دو با هم فرق می کند .اولی به مراتب عمیق تر و عبور از ان سخت تر است و دومی راحت تر .

  درهمه این احوالات مجبوری خودت را نقد کنی . خود انتقادی از همین جا آغاز می شود .در واقع همزمانی فهم و خود انتقادی است که در انتها ترکیب باورهای ادم را به هم می زند . پس تا خود انتقادی نکنی نمی توانی ادعا کنی چیزی را فهم کرده ای .

خودانتقادی هم با خود زنی فرق می کند . خود انتقادی یعنی درک اینکه تو ادمی هستی با یکسری باورها وحالاخودت را در معرض فهم واقعیت جدید قرار داده ای  اما خود زنی و ازار دادن خود یعنی صلب پنداشتن اندیشه ، یعنی این که ادم را فاقد شعور و احساس فرض کردن یعنی ماشین دیدن آدم .

وقتی شازده کوچولو می گوید تو در مقابل اهلی کردن ادمها مسوولی یعنی همین . یعنی باید بدانی که کلام وتوصیه تو فهم جدیدی در دیگری ایجاد می کند و نظام باورهایش را برهم می زند و اگر شانس بیاوری وطرف اهل خود زنی نباشد وخود انتقاد باشد حداقل تا مدتی دچار گیجی می شود تا نظام باورهایش دوباره ساماندهی شود . در غیر این صورت چراغ های رابطه روشن نمی ماند .

امروز به فهم جدیدی از ایه الم نشرح لک صدرک رسیدم . یعنی تو مسوولی پس سینه ات را فراخ کن ..هم مسوول خودت وهم مسوول دیگری


[ 1393/06/5 ] [ 07:36 ] [ زهرا رهایی ] [ نظرات ]
چقدر دلم برای نوشتن در وبلاگ تنگ شده بود . از مهر ماه نود که اولین پست را اینجا گذاشتم تا حالا چیز زیادی نمی گذرد و من هیچ وقت این قدر نسبت به این مکان بی مهر نبودم .
عاشقی چه بلاهایی که سر آدم نمی آورد . آلزایمر یکی از تبعاتش است . رمز و پسورد وبلاگ جای خود وهویت وارزشها و باور هایت را هم فراموش میکنی . حال خودت را نمی فهمی .
زهی عشق زهی عشق چه ما راست خدایا
خلاصه امروز بیچاره شدم ا اطلاعات این وبلاگ و یکی دیگه که امانت بود دستم را پیدا کردم .امانت را دست صاحبش سپردم و خودم هم عاشقانه به اینجا مدم .تا دوباره بنویسم .
باقی بقایتان .



[ 1393/06/3 ] [ 15:50 ] [ زهرا رهایی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

ناهید از خدایان باستانی و و نمادی از رسایی و کمال زن، فریادرَس و پشتیبان زنان است.
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
href="http://www.k2cod.com">وبلاگ نویسان قالب وبلاگ وبلاگ اسکین قالب میهن بلاگ
Free Page Rank Tool