تبلیغات
جستار ناهید

جستار ناهید
هم افزایی 
قالب وبلاگ
در ایام قدر به سر می بریم وتقریبا همه فعالیتهای کشور تحت شعاع این ایام خاص قرار گرفته است . به تعبیر من در نظر گرفتن سه شب در سال با هدف عبادت و البته برای شیعیان عزاداری برای امام علی (ع) مفهوم دیگر هم دارد. شب قدر یعنی شب محاسبه وارزیابی خود وبرنامه ریزی برای سالی که در پیش داریم .در این شب اعلام میکنیم که قرار است تایکسال اینده "شدن " امان چگونه معنا شود. از هدفها و ارزوهایمان می گویم و ان را به اطلاع اراده حاکم بر جهان می رسانیم واز او کمک می طلبیم تا ابزارهایش را در اختیارمان قرار دهد .شب قدر شب التماس نیست شب خود باوری است .شب  درخواست همراهی است از خدا برای انچه می خواهیم باشیم .شب قدر تجلی اراده انسانی است برای رسیدن به خواستها .شب قدر را در میان جماعت برگزار می کنیم تا بدانیم برای محقق شدن خواست های فردی باید یاد گرفت که چگونه انها را خواست های جمعی پیوند بزنیم .در جامعه رخوت زده ونا امید و الیته منتظر شب قدر فرصتی است یا بهتر بگویم فراخوانی است تا اعلام کنیم من این انسان خلیفه روی زمین برای رسیدن به خواست هایی که می دانم چیست و قرار است در ظول یکسال اینده به انها برسم به تو ای قادر مطلق و جمعی که با هم همنوا باشند محتاجم . این یعنی اراده ، انتخاب و شدن به جای بودن .
[ 1392/05/8 ] [ 13:49 ] [ زهرا رهایی ] [ نظرات ]
خاطره ای از آرون گاندی
دکتر آرون گاندی، نوۀ مهاتما گاندی و مؤسّس مؤسّسۀ "ام ‌کی ‌گاندی برای عدم خشونت"، داستان زیر را به عنوان نمونه ای از عدم خشونت والدین در تربیت فرزند بیان میکند:
شانزده ساله بودم و با پدر و مادرم در مؤسّسه ای که پدربزرگم در فاصلۀ هجده مایلی دِربِن (Durban)، در افریقای جنوبی، در وسط تأسیسات تولید قند و شکر،تأسیس کرده بود زندگی میکردم.  ما آنقدر دور از شهر بودیم که هیچ همسایه ای نداشتیم و من و دو خواهرم همیشه منتظر فرصتی بودیم که برای دیدن دوستان یا رفتن به سینما به شهر برویم.یک روز پدرم از من خواست او را با اتومبیل به شهر ببرم زیرا کنفرانس یک روزه ای قرار بود تشکیل شود و من هم فرصت را غنیمت دانستم.  چون عازم شهر بودم، مادرم فهرستی از خوار و بار مورد نیاز را نوشت و به من داد و، چون تمام روز را در شهر بودم، پدرم از من خواست که چند کار دیگر را هم انجام بدهم، از جمله بردن اتومبیل برای سرویس به تعمیرگاه بود.
وقتی پدرم را آن روز صبح پیاده کردم، گفت: "ساعت 5 همین جا منتظرت هستم که با هم به منزل برگردیم."  بعد از آن که شتابان کارها را انجام دادم، مستقیماً به نزدیکترین سینما رفتم. آنقدر مجذوب بازی جان وین در دو نقش بودم که زمان را فراموش کردم.  ساعت 5/5 بود که یادم آمد. دوان دوان به تعمیرگاه رفتم و اتومبیل را گرفتم و شتابان به جایی رفتم که پدرم منتظر بود. وقتی رسیدم ساعت تقریباً شش شده بود.پدرم با نگرانی پرسید، "چرا دیر کردی؟" آنقدر شرمنده بودم که نتوانستم بگویم مشغول تماشای فیلم وسترن جان وین بودم و بدین لحاظ گفتم، "اتومبیل حاضر نبود؛ مجبور شدم منتظر بمانم." ولی متوجّه نبودم که پدرم قبلاً به تعمیرگاه زنگ زده بود.
مچ مرا گرفت و گفت، "در روش من برای تربیت تو نقصی وجود داشته که به تو اعتماد به نفس لازم را نداده که به من راست بگویی. برای آن که بفهمم نقص کار کجا است و من کجا در تربیت تو اشتباه کرده ام، این هجده مایل را پیاده میروم که در این خصوص فکر کنم."
پدرم با آن لباس و کفش مخصوص مهمانی، در میان تاریکی، در جادّه های تیره و تار و بس ناهموار پیاده به راه افتاد. نمی توانستم او را تنها بگذارم. مدّت پنج ساعت و نیم پشت سرش اتومبیل میراندم و پدرم را که به علّت دروغ احمقانه ای که بر زبان رانده بودم غرق ناراحتی و اندوه بود نگاه میکردم.همان جا و همان وقت تصمیم گرفتم دیگر هرگز دروغ نگویم. غالباً دربارۀ آن واقعه فکر میکنم و از خودم می پرسم، اگر او مرا، به همان طریقی که ما فرزندانمان را تنبیه میکنیم، مجازات میکرد، آیا اصلاً درسم را خوب فرا میگرفتم.  تصوّر نمیکنم.  از مجازات متأثّر میشدم امّا به کارم ادامه میدادم. امّا این عمل سادۀ عاری از خشونت آنقدر نیرومند بود که هنوز در ذهنم زنده است گویی همین دیروز رخ داده است. این است قوّۀ عدم خشونت.

[ 1392/05/7 ] [ 11:32 ] [ زهرا رهایی ] [ نظرات ]

[ 1392/05/1 ] [ 13:10 ] [ زهرا رهایی ] [ نظرات ]
پناه به تاریکی
از شر بطالت تابیدنت
ای خورشید

علی رضا روشن

[ 1392/05/1 ] [ 00:00 ] [ زهرا رهایی ] [ نظرات ]
به گزارش خبرنگار احزاب باشگاه خبرنگاران، حجت‌الاسلام سید‌محمد خاتمی در حاشیه مراسم ختم شادروان  آقای یحیی طباطبایی در جمع خبرنگاران با اشاره به موضوعات مطرح شده در خصوص سهم خواهی از کابینه یازدهم اظهار داشت: به هیچ عنوان به دنبال سهم خواهی از کابینه رئیس‌جمهور منتخب نیستیم و باید بگذاریم حجت‌الاسلام و المسلمین دکتر حسن روحانی کارش را انجام دهد.
اگرچه این ناشی از بلند نظری ایشان است ولی اقای خاتمی باید بداند که نسبت به صحنه آوردن مردم در عرصه انتخابات مسئول است و کسانی که به واسطه ایشان به اقای روحانی رای دادند اندکی از مطالبات خود فروگذار نخواهند بود . کما این که کسانی که دیروز حامی دولت اقای احمدی نژاد بودند والان منتقد، در قبال مردم مسئول هستند و بایستی پاسخگو باشند .دموکراسی تنها رای داد نیست احقاق حقوق ومطالبات بی شک مهمتر از حضور در پای صندوق هاست .


[ 1392/04/30 ] [ 14:23 ] [ زهرا رهایی ] [ نظرات ]
امروز در اخبار به نقل از "سیر نیوز" خواندم که مصوبه ای در خصوص ایجاد "دفتر رییس جمهور سابق" در نهاد ریاست جمهوری تصویب شده است .در ابلاغیه غلامحسین الهام به عنوان معاون توسعه مدیریت انسانی رئیس جمهور به بقایی معاون اجرایی و سرپرست نهاد ریاست جمهوری در خصوص تشکیل «دفتر رئیس جمهور سابق» آمده است: با توجه به ضرورت بهره مندی از تجربیات ارزنده و موثر روسای جمهور سابق و به منظور پیگیری و ساماندهی امور اجرایی مربوط به آنان به پیوست شرح وظایف و تشکیلات تفصیلی«دفتر رییس جمهور سابق» به شرح زیر در ساختار نهاد ریاست جمهوری به شرح زیر موافقت و برای اجرا ابلاغ می گردد. شایان ذکر است این واحد سازمانی تابع تمامی ضوابط و مقررات اداری، مالی و استخدامی نهاد ریاست جمهوری خواهد بود.

[ 1392/04/26 ] [ 15:15 ] [ زهرا رهایی ] [ نظرات ]
راننده تاکسی  داد زد  : آخه به کی رای بدم ؟
 مسافر در حالیکه از ماشین پیاده می شد گفت :دعا می کنم کاندید اصلح را پیدا کنید یک کم بگردید به نتیجه می سید .
من زمزمه کردم خدایا این کشور را از دشمن ، دروغ و خشکسالی پاسدار باش .
[ 1392/03/21 ] [ 13:15 ] [ زهرا رهایی ] [ نظرات ]
در این روزهای انتخابات ریاست جمهوری ارزو داشتم یکی از کاندیدا های محترم چند خطی در نقد رفتار مردم می گفت و یاد اوری می کرد که خانه را باید از پای بست ساخت .دیگر حالم از این همه تعریف بد می شود . با این که به عنوان یک اقتصاد خوانده به  نقش مهم اقتصاد در کشور داری  ایمان دارم اما هنوز تعصب انقدر کورم نکرده که نقش فرهنگ را ندیده بگیرم .در جامعه ای که مردم هنوز کار را فقط منبع درآمد می دانند چگونه می توان تولید واشتغال داشت ؟ فرض کنید شرایطی فراهم شود که به هر کس معادل درامد ماهیانه اش را بدهند به شرط انکه دست از کار بکشد .فکر میکنید چند نفر اعتراض می کنند ؟ به قول استاد ملکیان (بیست عامل عقب ماندگی ایرانیان ) دیدگاه کمتر مردمی نسبت به کار تا حد دیدگاه ما نسبت به کار مبتذل است. ما کار را فقط برای درآمد می‌خواهیم و بنابراین اگر درآمد را بتوانیم از راه بیکاری هم به دست آوریم از کار استقبال نمی‌کنیم. در کشور ما بعد از انکه به سطحی رفاه در زندگی رسیدی کار برایت عیب و ننگ می شود وبه پول پرستی متهم می شوی .کمتر کسی باور دارد  کار بخشی از هویت ادمی است و پاسخی به نیازهای انسان، اینکه به داشته هایمان نچسبیم وبه نداشته هایمان هم (حداقل گاهی ) فکر کنیم .

[ 1392/03/20 ] [ 18:04 ] [ زهرا رهایی ] [ نظرات ]
 برای م.م
شب غوک
خش‌خشِ بی‌خا و شینِ برگ از نسیم
در زمینه و
وِرّ بی‌واو ورایِ غوکی بی‌جفت
از برکة هم‌سایه
چه شبی چه شبی!
شرم‌ساری را به آفتابِ پرده‌در واگذار
که هنوز از ظلمات خِجلت‌پوش
نفسی باقی‌ست.
دیوِ عربده در خواب است،
حالی سکوت را بنگر.
آه
چه زلالی!
چه فرصتی!
چه شبی!
زنده یاد شاملو

[ 1392/03/12 ] [ 22:52 ] [ زهرا رهایی ] [ نظرات ]
آفرین به صدا وسیما برای خلاقیت و جسارتش حتی اگر نتیجه و دستاوردی که مد نظرش بود حاصل نشد. بعضی وقتها باید یک فعل را بدون نتیجه ای که در بردارد ارزیابی کرد  چون اثارش بعدها درک می شود . از همه مهمتر تاکید مجری بر ساعتها کار کارشناسی بود که اینهم نکته مثبت دیگری است . اما واکنش کاندیدا ها که از همه جالبتر بود .به خصوص انهایی که اعتراض نکردند ولی عملا با پاسخ ندادن اشان سوال پرسیدن را متوقف کردند .یاد ادمهایی افتادم که در محیط کار همیشه محافظه کارانه لبخند می زنند ولی چوب لای چرخ گذاشته و کار تعطیل می شود و انها باز لبخند می زنند. همینطور کسانی که هنوز سوالها را ندیده ونشنیده موضع گیری کردند .ادمهایی که با  پیش داوریهای خود کنار نمی آیند . به نظر من سکوت و اعتراض از سوی کاندیداها هر دو به جا بود ولی به شرط انکه به جا انجام می شد .

[ 1392/03/11 ] [ 10:41 ] [ زهرا رهایی ] [ نظرات ]
همه‌ی آنهایی که مرا می‌شناسند
می‌دانند چه آدم حسودی هستم ؛
و همه‌ی آنهایی که تو را می‌شناسند ...
لعنت به همه آنهایی که تو را می‌شناسند !

از: نزار قبانی
[ 1392/03/8 ] [ 12:56 ] [ زهرا رهایی ] [ نظرات ]
1-بزرگترین مشکل یک جامعه، یا یگانه مشکل یک جامعه و یا علت‌العلل مشکلات یک جامعه ، فرهنگ جامعه است و نه رژیم سیاسی حاکم بر آن جامعه. رژیم سیاسی حاکم بر جامعه، میوه‌ای است که بر درخت فرهنگ یک جامعه رشد می‌کند. فرهنگ یک جامعه، وقتی منحط است، میوه‌ای که بر درخت این فرهنگ رشد می‌کند، یک رژیم سیاسی منحط است. بنابراین، اصل و اساس، فرهنگ یک جامعه است. مراد من از فرهنگ، درون آدمیان است. بارها گفتم که من وقتی می‌گویم فرهنگ، یعنی عقاید ما به علاوه عواطف و احساسات و هیجانات ما، به علاوه خواسته‌های ما. این سه جزء، فرهنگ را می‌سازد. اگر اقتصاد نابسامان است، میوه‌ای ناسالم است که بر درخت ناسالم فرهنگ روییده است.

2-ما عقاید را با عقاید می‌سنجیم و نه با واقعیت‌ها. یعنی عقاید را با ایده‌ها می‌سنجیم و نه با واقعیت‌ها. بنابراین ما ایده‌آلیستیم. ایده‌آلیستیم یعنی، عقیده‌گراییم، یعنی صحت و سقم عقاید را با عرضه کردن آن عقاید با یک عقاید دیگر می‌سنجیم. من حرفی به شما می‌زنم و می‌گویم آیا قبول داری یا نه، می‌گویی آخر این سخن با سخن حضرت عیسی نمی‌خواند، یا اینکه با سخن کانت نمی‌خواند. خوب نخواند! مگر بناست که سخن با سخن دیگری بخواند؟ سخن باید با واقعیت بخواند و نه با سخن شخص دیگری. به این معنا ما همه ایده‌آلیستیم. من به تمام معنا به واقع‌گرایی و واقع‌نگری معتقدم، یعنی رجوع به واقعیت.

3-به زندگیتان رجوع کنید، ببینید اکثر چیزهایی که می دانید، از مقولاتی‌اند که هیچ دردی از دردهایتان دوا نمی کنند. باید به سراغ دانش‌هایی رفت که برای ما سودی دارد، این دانش‌ها هم، دانش‌هایی هستند که سه ویژگی دارند، سوالاتی که قبل از اینکه بر ذهن شما طرح بشود با بعد از آن که در ذهن، باعث فرق در زندگیتان بشود، سوالاتی که قبل از اینکه جوابی برایش پیدا بکنید با بعد از آن که جوابش را یافتید در زندگیتان تفاوت ایجاد کند و سوالاتی که جواب "الف" را پیدا کند یا جواب "ب" را پیدا کند، در زندگی‌تان فرق ایجاد کند. و اگر نه بی‌نهایت ریاضی به معنای دقیق کلمه، سوال‌های بی‌جواب درعالم وجود دارد، اما عمر ما محدود است و بی‌نهایت نیست.

برگفته از مقاله عقلانیت ومعنویت آقای ملکیان

[ 1392/03/6 ] [ 08:57 ] [ زهرا رهایی ] [ نظرات ]

مصطفی ملكیان:

پروژه‌ی عقلانیت و معنویت مدعایش این بود كه  آیا می‌خواهید بدانید كه چگونه با استفاده از آن قسمتی  از زندگی كه در اختیار خود شماست، می‌توانید به یك زندگانی آرمانی دست پیدا كنید.  آیا می‌دانید یك زندگی خوب و  ارزشمند، آن مقدارش كه در اختیار شماست،  از چه راهی حاصل می‌آید؟ در پاسخ  به این سؤال،‌ جواب‌های فراوانی در طول تاریخ شنیده‌ایم. پاسخ این پروژه این بود كه دستیابی به زندگی آرمانی از راه عقلانیت و معنویت حاصل می‌شود.

برای مطالعه متن کامل  مقاله به سایت نیلوفر به ادرس زیر مراجعه کنید .


http://neeloofar.org/thinker/mostafamalekian/lecture/288-2012-11-02-10-08-44.html



[ 1392/02/31 ] [ 10:04 ] [ زهرا رهایی ] [ نظرات ]
رئیس جامعه مدرسین حوزه با اشاره به ثبت نام بانوان، ادامه داد: در بین افرادی که ثبت نام کرده اند، ده، دوازده خانم‌ حضور دارند؛ یکی از آنها گفته که "اگر من رئیس جمهور شوم، نیمی از کابینه‌ام خانم‌ها و نیم دیگر آقایان خواهند بود"؛ مثل معروفی هست که کسی می‌خواست وارد روستایی شود، اصلا راهش نمی‌دادند وارد روستا شود، اما می‌گفت "خانه کدخدا کجاست"؟!؛ قانون اجازه رئیس جمهور شدن را به خانم‌ها نمی‌دهد، حالا چطور این فرد ترکیب کابینه را هم مشخص کرده است! نقل از جهان نیوز
 
نکته 1:
این داستان ده (روستا) هم حکایتی جالب دارد . می گویند روزی معلمی وارد دهی شد وبعد خواست به مردم سواد یاد بدهد . بعضی ها که از با سوادی مردم زیاد حال نمی کردند روزی  در کلاس حاضر شدند وروی تخته شکل مار کشیدند از معلم هم خواستند که بنویسد مار . بعد از حضار پرسیدند مار کدام است ؟ همه شکل مار را نشان دادند و الی اخر .
منظور اینکه اگر کسی را به  ده راه ندادند عیبی ندارد . چون  به استناد ادبیات ما ،ممکن است بی دلیل کسی را هم از ده بیرون کنند  همانطور که بی دلیل وارد می کنند .
بهتر بود ایشان این حرف منطقی که زنان مطابق قانون نمیتوانند وارد انتخابات ریاست جمهوری شوند را با ادبیاتی به جز "ده " بیان می کردند والا حرف حساب که جواب ندارد.
نکته 2:
افرین بر کاندیدای زنی که  می داند رد صلاحیت می شود باز هم برنامه دارد. ایکاش همه کاندیدا هایی مردی  که از تایید صلاحیتشان مطمین هستند از ایشان یاد بگیرند و با برنامه به صحنه بیایند و بداند که وارد شدن به ده وپرسیدن خانه کدخدا شانی دارد.
نکته 3 :
ما زنان که به لطف همین انقلاب هم در عرصه تحصیل وهم اشتغال و تربیت فرزندان رشد کردیم  وهم یکجورهایی خودمان کدخدا شدیم .این هم می گذرد . اما برای ایشان در استانه 82 سالگی سلامتی و شادی ارزو می کنیم .



[ 1392/02/29 ] [ 12:42 ] [ زهرا رهایی ] [ نظرات ]
چقدر دنیا سخت بود اگر خیال نبود .  دنیای خیال برای من یک پارادوکس عجیب است . من در فضای خیالی به خواست هایی فکر میکنم که اگر قرار باشد به واقعیت درآیند خودم یکی از منتقدانشان هستم . بخش زیادی از خیال های من خواست هایی است که تحقق اشان در شرایط کنونی که من در ان بسر می برم به هیچ وجه خواستنی نیست . خیال های من غیر ممکن نیستند و هر گاه اراده کنم واقعی می شوند اما اگر واقعی شوند دیگر خواستنی نیستند  . دنیای خیالی من بی در وپیکر نیست و این ها همه با تعاریفی که از خیال می دهند متفاوت است. ارزشها،باورها و خواسته ای من در دنیای خیالی متفاوت از دنیای واقعی است .در آنجا " من " نوع دیگری تعریف می شود .شاید دنیای خیالی من راهی برای فرار از "کین توزی " است . انگونه که "شیلر " در کتابش به آن می پردازد. 
[ 1392/02/25 ] [ 10:58 ] [ زهرا رهایی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 15 :: ... 5 6 7 8 9 10 11 ...

درباره وبلاگ

ناهید از خدایان باستانی و و نمادی از رسایی و کمال زن، فریادرَس و پشتیبان زنان است.
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
href="http://www.k2cod.com">وبلاگ نویسان قالب وبلاگ وبلاگ اسکین قالب میهن بلاگ
Free Page Rank Tool